۱۵۰سال ادب فارسی
کتابی که می خواهم معرفی کنم اگر تا بحال نخوانده اید به احتمال زیاد مفیدترین کتابی ست که
در عمرتان در مورد ادبیات معاصر ایران خواهید خواند شما دراین کتاب تمام شخصیتهای مهم ادب ایران را خواهید دید روزنامه های معروف ایران را خواهید شناخت با تلاش ایرانیان آزاده برای رهایی از چنگال استبداد آشنا خواهید شد و خواهید فهمید که چگونه می توان با زبان ادب وهنر به جنگ استبداد رفت مولوی می گوید :
پای بسته چون رود خوش راهوار بس گران بندی ست این معغذور دار
اما شما در این کتاب خواهید دید که عده ای با عشق وطن چگونه پای بسته خوش راهوار رفته اند
با خواندن این کتاب که پشت صحنه فرهنگ ادب هنر وسیاست ایران است پنجره ای به رویتان گشوده خواهد شد که هیچ وقت بسته نمی شود با خواندن ان شما با صدها کتاب دیگر آشنا خواهید شد وفکر کنم با داشتن نوروز دهها سال دیگر هم نتوان همه انها را خواند
شعری که در زیر می خوانید از جلد دوم این کتاب قسمت مربوط به نسیم شمال انتخاب شده است
این شعر از زبان معروفترین روحانی مخالف مشروطیت بیان می شود :
حاجی بازار رواج است رواج کو خریدار رواج است رواج
می فروشم همه ایران را عرض وناموس مسلمانان را
دشت وقزوین وری وکرمان را بخرید این وطن ارزان را
یزد وخانسار حراج است حراج
کو خریدار حراج است حراج
دشمن فرقه احرارم منم قاتل زمره ابرارم منم
...............سمسار منم دین فروشنده به بازار منم
مال مردار حراج است حراج
کو خریدار حراج است حراج
با همه خلق عداوت دارم دشمنی با همه ملت دارم
از خود شاه وکالت دارم به حراج از همه دعوت دارم
وقت افطار حراج است حراج
کو خریدار حراج است حراج
و اين شعر هم در آن زمان(توسط ملک الشعرا بهار) نسبت به وضعيت بد کشور بي تدبيري شاه ايران و خفقان جامعه سروده شده است :
با شه ايران ز آزادي سخن گفتن خطاست کار ايران با خداست
مذهب شاهنشه ايران ز مذهبها جداست کار ايران با خداست
شاه مست و مير مست وشحنه مست شيخ مست مملکت رفته ز دست
هر دم از دستان مستان فته و غوغا به پاست کار ايران با خداست
پادشه خود را مسلمان خواند و سازد تباه خون جمعي بي گناه
اي مسلمنان در اسلام اين ستمها کي رواست کار ايران با خداست
( هر چه هست از قامت ناساز وبي اندام ماست ) کار ايرانم با خداست
اينهمه نوشتم اما يادم رفت اسم کتاب را بگويم
"از صبا تا نيما"اثر ارزشمند "يحي آرين پور:
اين کتاب در سه جلد منتشر شده که عنوان جلدهاي اول و دوم "از صبا تا نيما" و عنوان جلد سوم آن "از نيما تا روزگار ما"است
سینمای کلاسیک آذربایجان را فراموش نکنید :
در دورانی که ایرانیان یواش یواش تحت تاثیر ورود تکنولوژی غربی و افزایش میزان باسوادان تصمیم گرفته بودند از یوق سنتهای غلط وکهنه پرستی بیرون بیایند مردم کشور آذربایجان نیز هم سان با ایرانیان و شاید جلوتر از آنان به جنگ رسم و رسوم غلط می رفتند برای این دوران چند فیلم بسیار زیبا و ماندگار ساخته شده است که یکی از آنها فیلم جاودانه مشهدی عباد (او اولماسن بو اولسون ) است
مشد عباد:
پدری که در قمار پول زیادی را باخته است می خواهد تنها دختر خود را به پیرمرد ۵۰ساله ای که وضع مالی بسیار خوبی دارد بدهد و در مقابل پولی را که در غمار باخته از پیرمرد بگیرد اما دختر ش حاضر به ازدواج با او نیست وعاشق جوان خوش قد وبالائی شده است
این فیلم سراسر زیبائی که از نظر موسیقی نیز شاهکار است حتی برای فارسی زبانها نیز می تواند یه هدیه نوروزی زیبا باشد 
قسمتهائی از این فیلم را که صحنه رویارویی مشدعباد(پیرمرد)در برابردختر وکنیزش است واکثر آن به شکل موزیکال می باشد را از لینک زیر دریافت کنید (با فرمت 3gpمخصوص موبایل -با نرم افزارQuickTime Playerمی توانید ان را در کامپیوتر تماشا کنید )