تا اونجائی که یادم میاد اولین باری که سینما رفتم مربوط به دوران راهنمائی بود که نمی دانم به چه مناسبتی ما رو سوار اتوبوسهای شرکت واحد کردند و بردند به سینما آزادی از اون فیلم که اسمش راز کوکب بود چیز زیادی یادم نمی آد فقط بعدها که قسمتهایی از فیلم رو دیدم فهمیدم موضوع فیلم قضیه ۱۷شهریور سال ۵۷توی میدان ژاله است .اما بار دوم که سینما رفتم دقیق یادم هست این بار توی هنرستانی که توش درس می خوندم ما رو جمع کردن بردن سینما اما این فیم هیچ وقت از ذهنم پاک نشد البته اون موقع درک و شعورم اونقدرها نبود(نه اینکه حالا هست )که مثلا علی حاتمی رو بشناسم یا اصلا برام کارگردان فیلم مهم باشه یا شجریان اما تمام لحظه به لحظه اون فیم که اسمش دلشدگان بود هیچ وقت از یادم نرفت اصلا من ۱۶هفده ساله نفهم هم آن روز فهمیدم این یک فیلم خوبه وقتی برگشتیم تو کلاس همه نوازنده شده بودند یکی پایه صندلی رو گرفته بود و باهاش کمانچه میزد یکی آواز می خوند یه چند نفر هم یا پاشونو به زمین می کوبیدند یا اینکه با یه میله ای چتری صدای ته تق تق در می آوردند (یه جایی از فیلم یکی از بازیگرا این کار رو می کرد ) یقین دارم بعد پایان کلاس ان روز خیلی از بچه ها وقتی به خونه رسیدن اولین کاری که کردن رفته اند سراغ یکی از قابلمه های خونه تا با یکی ش که به دیگ بیشتر شبیه تنبک بزنن . واقعا هنوز هم برام عجیبه که برای من و همکلاسهایم که نصفمون طرفدار اندی بود و نصفمون هم در و دیوار راهرو ها وتوالت هنرستان رو از اسم داریوش پر کرده بود این فیلم چه چیزی داشت که اینهمه تاثیر گذاشته بود بعدها با همین بچه ها زیاد سینما رفتیم دیگه راهشو پیدا کرده بودیم با یه خودکار دری رو که وارد خونه سریدار مدرسه می شد باز می کردیم وارد راهروی خونه سریدار می شدیم و بعد بزن بریم سینما .همه جور فیلم هم دیدیم از ایرانی اکشن گرفته تا هندی اشک آور اما برای من هیچ کدام دلشدگان نشد سالها دنبال این فیلم گشتم حتی وقتی که سی دی رونق گرفت تا سالها از هر ویدیو کلوی که رد میشدم سراغ دلشدگان را میگرفتم تا اینکه شبکه استانی بلخره یکی از جمعه های زیبای سال این فیلم رو پخش کردفوری گوشی تلفن را برداشتم و به چند تا از دوستا ن واطرافیان تماس گرفتم که آقا چه نشسته اید یک فیلم محشر دارد از شبکه استانی پخش می شود از شانس من خانه هم پر بود از مهمانان جور وار جور با سلیقه های مختلف با تعریف هایی که من از فیلم کردم همه ساکت شدند تا بتوانند یک فیلم محشر نگاه کنند زبانی که بازیگران با آن صحبت می کردند برای خانواده ما کمی گنگ بود وکثل کننده اما من یقین داشتم که تنبک زدن اکبر عبدی و کارهایی که می کنند جو خانه را به نفع من بر خواهد گردانند و صدای تتق تتق های عصای استاد و آخر فیلم هم تمام اعضای خانواده پس از مرگ طاهر با خاطره زیبایی که از آواز او در باغ دارنند شروع به اشک ریختن خواهند کرداما فیلم تمام شد نه خبری از تنبک اکبر عبدی شد نه تتق تتق و نه باغ و آواز طاهر و بطبع گریه فامیل بنابراین من ماندم و آبرویی که بخاطر فیلم دلسدگان بر باد داده بودم
امروز که متوجه شدم جمعه تلویزیون دلشدگان را پخش کرده به دو دلیل خوشحال شدم اولین اینکه نتوانستم آن را ببینم و دوم اینکه خداوند اینترنت را آفریده است تا بشود با آن اعتراض کرد الان می توانم به همه ثابت کنم آن فیلمی که ان روز تلویزیون پخش کرد دلشدگان من نبود
وبلاگهای زیادی در مورد سانسور فیلم دلشدگان مطلب نوشته اند که من با لینک به آنها قسمتهایی از مطالب نوشته شده انها را در اینجا می آورم :
شبکه ۳ تلویزیون با کلی تبلیغ و آنونس خبر داد که جمعه شب فیلم بیاد ماندنی "دل شدگان" را نمایش می دهد . دل خودمونو صابون زدیم که فیلم استاد علی حاتمی و موسیقی استاد علیزاده و آواز استاد شجریان را یک جا می زنیم تو رگ و کلی حال می کنیم .
اما ... سانسور همه جانبه ! فیلم چیزی برای تماشا باقی نگذاشته بود . متاسفانه سانسورچی های تلویزیون هم بویی از هنر نبرده اند . سانسور طوری بود که روند فیلم رو مخدوش کرده بود . بهترین سکانس فیلم (وداع طاهر با شاهزاده) و آواز مسحور کننده استاد شجریان کمپلت ! دراومده بود به طوری که خیلی ها بعدش نفهمیدند گروه موسیقی چرا در پایان اشک می ریختند

رياست صدا و سيما
اخوي!
جمعه 4 خرداد فيلم سينمايي عجيبي از شبكه سوم سيما پخش شد كه تيتراژ آن «دلشدگان» بود و ادعا شده بود كه فيلم را بنده يعني مرحوم علي حاتمي كارگرداني كردهام. همانطور كه در عالم ملكوتيان و در عرش روي ابرها دراز كشيده و به مانيتور لاهوتي خيره شده بودم با ديدن فيلم متوجه شدم كه من بلانسبت چنين غلطي نكردهام و نسبت اين فيلم 70 دقيقهاي را با خودم كه فيلمي 91 دقيقهاي ساختم به شدت رد ميكنم. هر چه فكر ميكنم يادم نميآيد اين همه جامپكات توي فيلم زده باشم. تازه نزديك بود به من نسبت دروغگويي بدهند و از بهشت بيرونم كنند كه من فيلم شاهكار نساختهام و اين لحاف چهلتكه چيست.
محترم!
سالها پيش در عالم زندگان اين فيلم را با خون دل و با جوهر عشق و به بهاي جان و سلامتيام ساختم و تمام مقصد و مقصود از فيلم همان عشق بود. من را ايرانيترين فيلمساز تاريخ سينماي ايران خواندند. اما فيلمي كه در صدا و سيماي شما مثل جگر زليخا شرحه شرحه كرديد چيزي جز درازگوش فرض كردن مخاطبين ايراني نبود. ديشب به خواب جوزپه تورناتوره هم رفتم. او هم مگسي شده و ميخواست بيايد و دوبامبي بكوبد پس كلهتان كه چرا با فيلم «افسانه 1900» اين كار را كرديد؟ آقا جان فيلمي را كه در مورد موسيقي و هنر است و.......
اهانت به شعور مردم: سانسور شدید و بی رحمانه فیلم دلشدگان در سیما!:
جمعه 4 خرداد فيلم سينمايي "دلشدگان" ، شاهکار بی بدیل مرحوم علي حاتمي از شبكه سوم سيما پخش گردید. متاسفانه تنها 70 دقيقه از این فیلم 91 دقيقهاي پخش شد و مابقی که مربوط به شالوده اصلی داستان و ارتباط بین طاهر (با بازی امین تارخ) و لیلا (با بازی لیلا حاتمی) بود، به طور بی رحمانه ای دچار سانسور و حذف گردیده بود. به طوری که هیچ اثری از لیلا حاتمی به جز در دو صحنه کوتاه و بی ربط آن دیده نمی شد. بعید بود در چنین شرایطی، کسی که قبلا فیلم را ندیده است، بتواند چیزی از کلیت داستان درک نماید.
جمعه شب دیگر بار شاهد بی اعتنایی و بی هرمتی دیگری از سوی سیمای جمهوری اسلامی نسبت به هنر موسیقی کشورمان بودیم . این بار در کنار موسیقی هنر سینما هم از گزند تیغ برنده ی سانسور در امان نماند و دوستداران هنر موسیقی و سینما شاهد پخش شرحه شرحه فیلم سینمایی دلشدگان از شبکه سوم بودند. فیلمی که در آن سال ها پیش مرحوم علی حاتمی به بیان نحوه تهیه نخستین قطعات ضبط شده موسیقی ایرانی پرداخت پس از ۱۶ سال با روایتی نو و داستانی تازه برای علاقه مندان پخش شد . میزان سانسور سکانس های فیلم به حدی جلب توجه می کرد که برای ابراز تاسف بیننده نیازی به دید حرفه ای نبود . براستی چه نیازی در تلویزیون برای پخش دلشدگان احساس شد که مسئولان حاضر شدند حساس ترین و زیباترین دقایق این فیلم را به دست تیغ بیرحم سانسور سپارند و نسخه ای نو و نا آشنا از آن را برای پخش تهیه کنند؟