شجریان همواره هم گام با مردم بوده است چه اوایل انقلاب که "سپیده "را خوانده چه زمان جنگ که تصنیف های میهنی زیادی خوانده یا زمانی که باید بیداد را می خوانده آن را خوانده است تصنیف" مرغ سحر "یا" زمن نگارم"که یادتان نرفته ویا" فریاد" و حالا "ساز خاموش"
برای شجریان این همگام و همراه مردم بودن خیلی مهم است و اینکه مردم قبولش داشته باشد چرا که اگر اینگونه نبود اینقدر در مصاحبه هایش تاکید نمی کرد که نمی خواهد ابزاری برای پیش برد منافع گروه یا جریان یا حکومت خاص باشد .درست است که که اگر شجریان چنین شرایطی را قبول می کرد منافع زیادی به دست می آورد اما ابزار دست این گروه و آن گروه یا حکومت شدن آغازی بری ایجاد نفرت در دل مردمی ست که صادقانه و عاشقانه شجریان را دست دارند
به قسمتهایی از مصاحه او با رادیو دویچه وله آلمان توجه کنید :
"چیزی از نظر استعداد موسیقی ما از جهان کمتر نداریم، بلکه فراتر هم داریم. اگر کمبودی واقعا حس
میشود در مبارزهای بوده که با موسیقی ما در طول سالیان دراز شده است و هنرمند نتوانسته خودش را نشان بدهد. اجازه نمیدادند، وگرنه موسیقی ما همه جور جای گستردگی دارد. و موسیقی در هر سرزمینی پیام آن سرزمین است. سروش سرزمین و سروش مردمش است. این سروشها هم بستگی به اتفاقاتی دارد که در آن سرزمین میافتد و موسیقی تابع شرایط زندگی و روحیهی مردمش است. چون هنرمند میان مردمش زندگی میکند و تابع آن شرایط است و آن موسیقی که از دل آن میآید بیرون پیامآور خواستهها و نیازهای مردم است و موقعیت مردم را دارد. موسیقیای که در ایران در طول سالیان بوده است همیشه تحت تاثیر فشارها و محدودیتها و ستمها و استبداد حکما بوده است. این موسیقی همیشه زبان اعتراض مردم بوده، زبان گله و شکایت این اتفاقات بوده است و ما نمیتوانیم بیرون از این منطقه باشیم. "
"موسیقیای که امروز در میان جوانان ما الان خیلی مشتاق پیدا کرده است، بهعلت فشاریست که روی جوانها هست، محدودیتهایی که روی جوانها میشود، توهینیست که به آنها میشود و مشکلات دیگری که الان جوانها دارند. این موسیقی بازگوکنندهی این اتفاقات است و شاید بشود گفت نوعی دلجوییست که آدم از مردمش میکند با بازگوکردن این اتفاقات."
"شاید بشود گفت که تنگناها برای من شاید خیلی بیشتر از دیگران باشد. بعلت شاخصبودن و بعلت اینکه من تحت هیچ شرایطی اجازه نمیدهم که هیچ دولتی، هیچ سازمانی از من بخواهد سوءاستفاده بکند و یا من را زبان خودش را بداند. من زبان مردمم هستم، من با مردمم زندگی میکنم. مردمی که در طول تاریخ درد کشیده و زندگی کردهاند. در آن مملکت بودند و هویت خودشان را حفظ کردهاند. من با آن مردم زندگی کردهام و با آن مردم هم زندگی خواهم کرد. و... مشکلات آن جامعه را هم بالاخره باید قبول کرد که جامعه دارای این مشکلات هست و با آن مبارزه میکنیم و جایی هم ندید میگیریم و... بهرحال بهر شکل شده ما باید از کنار این مشکلات بگذریم و کارمان را بکنیم"
کل مصاحبه استاد شجریان با رادیو صدای آلمان را از اینجا بخوانید