تبليغاتX
خانه فرهنگ و ادب
" http://www.7arts.blogfa.com/ قسمت خواندنی ای ادب و هنر وبلاگ خانه فرهنگ و ادب در آدرس جدیدبه صورت روزانه جدیدترین مطالب ادبی وهنری موجود در اینترنت را در اختیار شما می گذارد(بدون ف-ی-ل-ت-ر) ...
 

به گزارش خبرنگار مهر، مادر این استاد آواز متولد سال 1300هجری شمسی در مشهد و دارای شش فرزند به نامهای محمدرضا (فرزند اول)علیرضا، نسرین، احمدعلی، محمدجواد (سیامک) و امیر بود.

حمیدرضا نوربخش در باره مراسم ترحیم مادر استاد گفت : قرار است مجلس ختمی از سوی خانه موسیقی و جامعه هنرمندان ایران در تهران برگزار شود که تاریخ و محل آن به زودی اعلام می شود.

مدیرعامل خانه موسیقی افزود : هم اینک استاد در راه مشهد است و پس از برگزاری مراسم تشییع ومجلس ختم در مشهد برای برگزاری مراسم یادبود به تهران مراجعت می کند.

وی در پایان در مورد کنسرت استاد شجریان گفت : طبق برنامه قبلی این کنسرت برگزار می شود ولی احتمال دارد تاریخ آن چند روزی تغییر کند. 

پیوند به منبع خبر

این خبر در سایر رسانه

مطالب بیشتر فرهنگی هنری

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 15:2  توسط آرش فرخ زاد  | 

 

مهرداد سپهری -ر-فردا

زبان پارسی در عمر کهن خود، تا به روزگار ما برسد ، بر تکیه گاه های متعددی استوار بوده است. اما به باور قریب به یقین همه ادیبان و محققان فرهنگ و ادب ایرانی ، این شاهنامه ی حکیم ابوالقاسم فردوسی بوده است که بیش از همه ، ماندگاری این زبان را تضمین کرده است.

متن و ابیات شاهنامه اما، در هزار سالی که از تولد به دست حکیم توس، تا امروز پشت سر نهاده، دخالت ها و حذف و اضافات  بسیار دیده است. چه از سوی کاتبان و چه از سوی حاکمان هر دوران، که به هر علت، مصرعی، بیتی، یا قطعه ای از این سی هزار بیت، به مذاقشان خوش نمی آمد.

از یک قرن پیش، نخستین تلاش ها برای پیرایش این متن از کم و زیادی که بر آن رفته بود، آغاز شد. ابتدا به دست شرق شناسان غربی و سپس از جانب برخی اساتید و ادبای ایرانی.

اما همه این نسخه ها به رغم کوشش بسیار، باز هم با آنچه که انتظار می رفت، فاصله داشتند. دکتر جلال خالقی مطلق، شاهنامه شناس و پژوهشگر ایرانی که سالهاست ساکن آلمان است از سال ۱۳۴۹ خورشیدی، به گفته خودش با به کارگیری آخرین روش های علمی برای تصحیح متون کهن در پژوهشگاه های دنیا، شاهنامه را برای تصحیح به دست گرفت.

اگرچه روش جلال خالقی مطلق بسیار زمان بر و فرساینده بود اما امروز پس از ۳۷ سال، نتیجه کار، به گفته محققان زبان و ادب فارسی، درخشان از کار در آمده است. او می گوید که تکیه اصلی اش بر قدیمی ترین نسخه دستنویس شاهنامه بوده که در دنیا یافت شده و هم اکنون در موزه شهر فلورانس ایتالیا نگهداری می شود، و مقایسه آن نسخه با ۱۶نسخه دستنویس دیگر بوده است.

اگرچه روش او بسیار زمان بر و فرساینده بود اما امروز پس از ۳۷ سال، نتیجه کار، به گفته محققان زبان و ادب فارسی، درخشان از کار در آمده است. او می گوید که تکیه اصلی اش بر قدیمی ترین نسخه دستنویس شاهنامه بوده که در دنیا یافت شده و هم اکنون در موزه شهر فلورانس ایتالیا نگهداری می شود، و مقایسه آن نسخه با ۱۶نسخه دستنویس دیگربوده است.

این اثر که سر انجام در هشت جلد متن شاهنامه و پنج جلد تفسیر و حاشیه نویسی بر آن، آماده چاپ شده است روز سه شنبه هفته جاری و طی مراسمی با حضور جلال خالقی مطلق و سخنرانی تنی چند از پژوهشگران شاهنامه، برای نخستین بار در تهران منتشرخواهد شد.

به همین مناسبت از دکتر خالقی مطلق که به همین دلیل به تهران سفر کرده است، در یک گفت وگوی تلفنی می پرسم که مهمترین ویژگی این نسخه از نظر او چیست؟

وی می گوید: ویژگی این اثر این است که بر اساس نسخه های دستنویس زیادی بنا شده و این نسخه بر اساس آنها تهیه شده است. بنا براین برای بسیاری از اهل تحقیق که بیشترشان هم در ایران هستند، مرجع خواهد بود.

مهمترین نسخه ای که آقای خالقی مطلق بنای کار را بر آن نهاده، قدیمی ترین نسخه موجود در دنیا از شاهنامه، مشهور به شاهنامه فلورانس است که در موزه همین شهر نگهداری می شود.

دکتر خالقی اهمیت این نسخه را هم در قدمت آن می داند و هم در میزان امانت داری آن نسبت به منبع اصلی.

او می گوید: نسخه فلورانس هم کهن ترین نسخه موجود است و هم معتبر ترین آنها. ولی این فقط یکی از شانزده نسخه ای است که من از آن استفاده کردم و یکی از چهل و پنج نسخه ای که { در مجموع و برای رسیدن به این شانزده نسخه آخر} بررسی کردم.

یکی از نسخی که مورد بهره برداری آقای خالقی مطلق قرار داشته، ترجمه عربی «بنداری» بوده است. از او می پرسم که علت اهمیت این نسخه عربی در تصحیح شاهنامه چیست؟

وی می گوید: این نسخه عربی از تمام نسخه های موجود که ما داریم قدیمی تر و بر اساس دستنویسی ترجمه شده که  متعلق به قرن ششم هجری است. در حالی که هیچکدام از دستنویس های دیگر از قرن ششم نیستند اما نسخه بنداری هست.

در تمام سال های دهه چهل تاکنون، علاقمندان به شاهنامه، معتبرترین نسخه را نسخه مشهور به «مسکو» دانسته اند که بوسیله آکادمی خاورشناسی شوروی سابق فراهم آمده بود.

اما از هنگام انتشار نسخه خالقی مطلق در خارج از کشور، اغلب قریب به یقین پژوهشگران شاهنامه، بهترین و مطمئن ترین نسخه شاهنامه را همین تصحیح دکتر خالقی می دانند.

کار روی شاهنامه بسیار خواهد بود اما در زمینه تصحیح انتقادی تا نسخه کهن تری{ از نسخه فلورانس}به دست نیاید، به تصحیح جدیدی نیاز نخواهد بود.

جلال خالقی مطلق

از آقای خالقی مطلق درباره امتیازهای اصلی نسخه تصحیح شده او بر نسخه مسکو می پرسم.

این شاهنامه شناس ایرانی می گوید: از مهمترین ویژگی های این نسخه اخیر این است که تعداد نسخه های اساس {نسخه هایی که با هم مقایسه  می شوند تا بهترین آنها انتخاب و یا تصحیح شود} چهار برابر نسخه مسکو بوده؛ ضمن آنکه نسخه های مهمتر و کهن تری در میان نسخه های مورد قیاس آن قرار داشته است. وی می افزاید: علاوه بر آن شیوه تصحیحی که من به کار گرفته ام علمی تر و اساسی تر برای تصحیح شاهنامه است.

شیوه ای که آقای خالقی به کار گرفته، به شیوه «لاخمن» یا «تصحیح انتقادی» در جهان غرب مشهور و سال هاست که مورد استفاده است.

اما در میان ایرانیان، جلال خالقی مطلق نخستین مصححی است که از این روش به طور کامل و علمی بهره برده است.

وی درباره چگونگی اجرای این روش برای متنی فارسی و بویژه شاهنامه می گوید: این شیوه در ایران هیچ وقت بدین شکل استفاده نشده و برای نخستین بار است که در تصحیح آثار ایرانی مور استفاده قرار گرفته است.

در بخش دیگری از این گفت و گو می پرسم که از نظر خودش که عمری بر این اثر نهاده است، آیا نکته باقیمانده ای برای دیگر محققان به جای مانده که در تصحیح شاهنامه مایل باشید آیندگان بر آن کار تحقیقی بیشتری انجام دهند؟

به گفته وی،«کار روی شاهنامه بسیار خواهد بود اما در زمینه تصحیح انتقادی تا نسخه کهن تری{ از نسخه فلورانس}به دست نیاید، به تصحیح جدیدی نیاز نخواهد بود.»

او خود هنوز نسخه چاپ شده در ایران را که دا ئر ه المعارف بزرگ اسلامی منتشر خواهد کرد ندیده است اما ابراز اطمینان می کند که این چاپ هم به لحاظ قیمت و هم کیفیت در حد بسیار خوبی خواهد بود

صاحب نظران ادبیات و زبان فارسی، پیشتر اظهار امیدواری کرده اند که انتشار نسخه جلال خالقی مطلق، بتواند به مشکلات موجود در سایر نسخه های شاهنامه به میزان زیادی پایان دهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 23:8  توسط آرش فرخ زاد  | 

کنسرت لطفی
محمد رضا لطفی ،آهنگساز و نوازنده تار و سه تار شب گذشته(۱۴ تیر) کنسرت بداهه نوازی را به همراه محمد قوی حلم( نوازنده تنبک) در محوطه روباز کاخ نیاوران برگزار کرد که این کنسرت قرار است امشب و فرداشب ( ۱۵ و ۱۶ تیر) نیز ادامه یابد.

اجرای شب نخست لطفی به سه بخش تقسیم می شد. ابتدا وی قطعاتی را در آواز افشاری با تار اجرا کرد و سپس در بخش دوم برنامه قطعاتی را در دستگاه سه گاه با کمانچه نواخت و در نهایت در بخش پایانی برنامه با سه تار خود قطعاتی را به صورت مرکب نوازی در آواز اصفهان و دستگاه شور نواخت. در لابلای هر سه بخش برنامه وی در قالب آواز و یا تصنیف های ضربی اشعاری را خواند.

کنسرت محمدرضا لطفی از آن جهت اهمیت داشت که تنها نوازنده و ‌آهنگساز نامی موسیقی سنتی بود که عمده شاگردان و همراهان وی در ایران اجرای برنامه داشتند و دارند، اما آقای لطفی با وجود اجرای کنسرت های فراوان در خارج از ایران، ربع قرن درداخل ایران اجرای زنده نداشته است.

محمد رضا لطفی برنامه خود را با تکنوازی تار در نغمه افشاری آغاز کرد و پس از اجرای گوشه های درآمد افشاری، قطعه آوازی را با مطلع «خون خرابات عشق گر توبدانی کجاست؟» خواند.

در ادامه وی چهارمضرابی در افشاری نواخت و درهمین مایه و گوشه های عراق افشاری و البته با اشاره و ورود و خروج به دستگاه شور و گوشه شهناز، ضربی ها و تصنیف هایی را بر روی اشعاری خواند که اگر چه در بروشور کنسرت نامی از آنها نیامده بود، اما به نظر می رسید حال و فضای اشعار دیوان شمس مولانا جلال الدین بلخی را تداعی می کند.

اشعاری با این مطلع: مستی ما از می است ،‌مستی می از وی است.
یا
ماجرای من ومعشوق مرا پایان نیست .
یا
اگر عالم همه پرخار باشد ، دل عاشق پر از گلزار باشد.
یا
آمده ام که تا به خود گوش کشان کشانمت.

آقای لطفی در پایان بخش اول برنامه، تار خود را کنار گذاشت و با ساز دف، تنبک نوازی محمد قوی حلم را همراهی کرد.استاد لطفی

بخش دوم برنامه با تکنوازی و بداهه نوازی لطفی با کمانچه در دستگاه سه گاه آغاز شد.

در این بخش آقای لطفی نخواند و تنها به نواختن ضربی ها و چهار مضرابهایی در گوشه های مختلفی چون مویه، مخالف و... از دستگاه سه گاه پرداخت. اشاره به فضاهای موسیقی محلی، به خصوص موسیقی مناطق کردی و لری از جمله ظرافتهای اجرایی وی در این بخش بود که با اجرای خوب محمد قوی حلم در نواختن تنبک همراه بود.

لطفی پیش از این در گفت وگویی با روزنامه تهران امروز گفته بود که برای به دست آوردن فضای مورد نیاز اجرای خود چند روزی را با محمد قوی حلم در یک محیط زندگی می کند تا بتوانند روحیات یکدیگر را بهتر درک کنند. محمدرضا شجریان هم در گفت وگوی خود به این نکته اشاره کرده بود که وقتی برای اجرای آلبوم چشمه نوش به اروپا رفته بود (سالهای ابتدایی دهه 70)، با وجود آشنایی بسیار با کار لطفی و اجراهای متعدد، چند روزی پیش از اجرای کنسرت با یکدیگر بودند و تمرین می کردند. در آن اجرا نیز محمد قوی حلم نوازندگی تنبک را برعهده داشت. با هم بودن از آن جهت اهمیت دارد که برخی از هنرمندان صاحب نام تاریخ موسیقی ایران معتقدند در ساختار موسیقی بداهه نوازی، اگر افراد همدیگر را بهتر بشناسند و با خلق و خوی یکدیگر بیشتر آشنا شوند، اجرا کیفیت بهتری پیدا خواهد کرد.

محمد رضا لطفی که ساز تخصصی اش تار و سه تار است، از یک سال قبل که آلبوم خموشانه را به بازار موسیقی عرضه کرده بود، بحثی مناقشه خیز را درباره اصالت کمانچه نوازی نوازندگانی چون کلهر، فرج پوری، آذرسینا و... مطرح کرد که با انتقاد این گروه از نوازندگان روبرو شد.

وی که پیش از این هم در برنامه ای درباره کمانچه نوازی سخنرانی کرده بود، این بار کمانچه را هم با ظرافت و تکنیکی بالا نواخت، اما در بخش هایی به همان وادی درغلتید که دیگران را از آن بر حذر می داشت، یعنی دور شدن از اصالت در نوازندگی. این مشکل البته ،‌چه در نواختن تا ر و چه در نواختن سه تار هم بروز و ظهور داشت و شنوندگانی که علاقه مند بودند ازآقای لطفی اجرایی کلاسیک و شسته و رفته بشنوند‌، حداقل در شب نخست کمتر توفیق یافتند.

بخش سوم و پایانی برنامه به تکنوازی سه تار در نغمه اصفهان اختصاص داشت. پیش از این هم علاقه مندان موسیقی درآلبوم گریه بید، شاهد هنرنمایی لطفی بودند.

پس از اجرای در آمد اصفهان وی به همراه تنبک قوی حلم آوازی را با مطلع شعری ازحافظ:
"سرم خوش است و به بانگ بلند می گویم" آغاز کرد و در ادامه با اشاره به گوشه هایی در دستگاه شور برنامه خود را با این مطلع ادامه داد:

"اگر گم گردد آن دیده از آن دلدار جوییدش"

و درنهایت با اجرای یک ضربی به کار خود پایان داد.

این استاد موسیقی ایرانی در بخشهایی از آوازخوانی خود به فرم دکلمه نزدیک می شد.

وي در گفت وگويی كه پيش از اجرای كنسرت با روزنامه شرق انجام داده بود گفت كه آواز خوانی برای وی ابزاری است و به همين دليل هميشه آن را صدا نام نهاده است و نه آواز.

بر چنين بنیانی اگرچه صدای لطفی از پختگی مطلوبی برخوردار است، اما طبيعی است كه برای اجرای كنسرتی در اين سطح مناسب نباشد و برخي از حاضران نيز در گفت و گو بانگارنده تاكيد می كردند كه ای كاش آقای لطفی نمی خواند و تنها ساز می زد.

ضربی ها و نیز تصنیف هایی که در کل کنسرت اجرا شد، از بداهه خوانی محض لطفی حکایت می کرد. اگر چه این نوع بداهه خوانی و بداهه نوازی با نقطه ضعف هایی چون غیر روان بودن شعر، انتخاب نامناسب شعر وننشستن آن روی ریتمی که خود لطفی انتخاب می کرد روبرو بود.

یک دلیل پیش آمدن چنین وضعیتی به انتخاب آنی شعر باز می گشت، به نحوی که برخی از اشعاری که خوانده شد،‌ در همان لحظه و با باز کردن کتاب دیوان شعر، انتخاب و بلافاصله خوانده شد. همین نبود سابقه ذهنی نسبت به شعر سبب شد ضمن ایرادات محتوایی در تلفیق شعر و موسیقی، وی در چند جا شعر را اشتباه بخواند.

از نکات جالب توجه این کنسرت حضور علاقه مندان به موسیقی بود که با وجود قیمت بالای بلیت ها تقریبا تمامی صندلی های کنسرت که بیش از ۳ هزار نفر می شد،‌ مملو از تماشاگر بود. بلیت های کنسرت در سه رده قیمتی ۲۰ ، ۲۵ و ۳۰ هزار تومان فروخته می شد.

افرادی چون هوشنگ ابتهاج (سایه)، محمد رضا شفیعی کدکنی، شهرام ناظری، پرویز مشکاتیان، احمد ابراهیمی ( خواننده پیش کسوت و ردیف دان)، عزت الله انتظامی، مجید درخشانی، محمد احصایی، در شب نخست از بیندگان این کنسرت بودند. این در حالیست که شهرام ناظری و پرویز مشکاتیان پس از پایان بخش اول برنامه را ترک کردند.

در کنار کنسرت نمایشگاهی از کارهای موسسه آوای شیدا( موسسه زیر نظر لطفی) نیز ترتیب داده شده بودکه نشان می داد آقای لطفی از یک سال ونیم قبل که به ایران آمده در سه حوزه آموزش ، انتشار ونیز اجرای کنسرت فعالیتهای چشمگیری را ساماندهی کرده است.

کنسرت شب اول محمد رضا لطفی و محمد قوی حلم با حدود یک ساعت تاخیر آغاز شد و البته نزدیک به سه ساعت به طول انجامید.

پیوند به منبع گزارش(لطفا کلمه بی بی سی را به اول آدرس اضافه کنید)

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 21:3  توسط آرش فرخ زاد  | 

 

 

کارنامه های آتشی و لورکا، پشت ویترین کتابفروشی ها

فرج سرکوهیآتشی -کافکا

در ميان کتاب هائی که هفته گذشته به بازار کتاب ايران عرضه شدند دو مجموعه شعر منوچهر آتشی و فدريکو گارسيا لورکا کارنامه شاعری دو شاعر خلاق را به دست می دهند.

منوچهر آتشی در سال ۱۳۱۰ در دشتستان در استان بوشهر چشم به جهان گشود و تحصيلات دانشگاهی خود را در زبان و ادبيات انگليسی در دانشگاه تهران به پايان برد.

آتشی با شعرهائی چون اسب سپيد وحشی، که در نخستين مجموعه شعر او با عنوان «آهنگ ديگر» در دهه ۴۰ منتشر شد، جايگاه خود را به عنوان يکی از مهم ترين شاعران شعر نيمائی تثبيت کرد.

آتشی در اين شعرها و مجموعه های بعدی خود، به زبانی مستقل دست يافت و تخييل غنی خود را با تصوير سازی خلاقانه در ساختارهای نو پيوند زد.

منوچهر آتشی در دهه ۵۰ با انتشار مجموعه شعرهائی چون آواز خاک و ديدار در فلق کارنامه شاعری خود را ارتقاء داد.

پس از انقلاب به شعر سپيد روی آورد و چشم اندازهای گوناگونی را در فرم و زبان تجربه کرد که در مجموعه هائی چون وصف گل سوری، گندم و گيلاس  و بازگشت به درون سنگ منتشر شدند.

آتشی در ۱۳۸۴ رخت از اين سرای برکشيد.

مجموعه آثار آتشی همه شعرهای او را در دو جلد به علاقمندان عرضه می کند.

کليات لورکا از زبان اصلی

کتاب کليات لورکا را «زهرا رهبانی» از زبان اسپانيائی به فارسی ترجمه کرده است و در هفته جاری در بازار کتاب در دسترس هوادارن ايرانی اش قرار گرفت.

فدريکو گارسيا لورکا، شاعر و نمايشنامه نويس بلند آوازه اسپانيائی در ۱۸۹۵ چشم به جهان گشود و نخستين اثر او «باورها و چشم اندازها» در ۱۹۱۸ و نخستين نمايشنامه او با عنوان «دوران نحس پروانه ها» در ۱۹۲۰ منتشر شدند.

لورکا پس از انتشار چند اثر با چاپ مجموعه شعر «ترانه های کولی» در ۱۹۲۸ در اسپانيا و کمی بعد در شعر جهان به شهرت و محبوبيتی کم نطير دست يافت.

اغلب مورخان هنر از لورکا چون خلاق ترين و پرخواننده ترين شاعر زبان اسپانيائی ياد می کنند.

نمايشنامه هائی چون «عروسی خون» و «يرما» نيز توانائی خلاقانه لورکا را در نمايشنامه نويسی نشان می دهند.

محفلی که بر محور سه نابغه بزرگ : لوئيس بونوئل، سالوادور دالی و لورکا شکل گرفته بود، در عرصه فيلم، نقاشی و شعر تاثيری عميق  بر روند هنر جهان بر جای نهاد.

ارتش ژنرال فرانکو، که عليه جمهوری و دموکراسی قيام و چند دهه استبداد را بر اسپانيا تحميل کرد، بزرگ ترين و محبوب ترين شاعر اسپانيا را در ۱۹۳۶  به اتهام همجنس گرائی، ارتباط با سوسيالست ها و مشاورت فرهنگی جمهوری اسپانيا تيرباران کرد.

لورکا در ايران چهره ائی است شناخته شده. احمد شاملو در دهه ۴۰ با ترجمه برخی از شعرها و نمايشنامه های لورکا در شناساندن او به فارسی زبانان نقشی مهم ايفاء کرد.

                                                                                                           سایت ر-فردا

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 20:57  توسط آرش فرخ زاد  | 

محمد ضرغامی

مهستی خواننده ايرانی ساکن آمريکا، سرانجام پس از چهار سال دست و پنجه نرم کردن با بيماری سرطان روز دوشنبه ۲۵ ژوئن در سانتا رزا در شمال ايالت کاليفرنيا درگذشت.

پيکر اين هنرمند روز جمعه ۲۹ ژوئن پس از انجام مراسم مذهبی اسلامی با حضور برخی چهره های ايرانی ساکن آمريکا و هوادارنش، در گورستان وست وود شهر لس آنجلس، در کنار خواهر بزرگترش  هايده به خاک سپرده شد.

خانم مهستی که ۴۰ سال پيش کار  خوانندگی را با «ارکستر گل ها» آغاز کرده بود و در ايران به «خواننده دل ها» مشهور بود، به هنگام مرگ ۶۱ سال داشت.

متمايل به سنت

افتخار سالارپور (دده بالا) نام هنری خود را از مهستی گنجوی، بانوی شاعری که در سده دوم هجری در شهر گنجه می زيسته الهام گرفته بود.

او فعاليت هنری خود را در يکی از طلايی ترين دوران های حيات موسيقی در ايران، با اجرای ترانه «آن که دلم را برده خدايا» اثر پرويز ياحقی، ترانه بيژن ترقی و تنظيم جواد معروفی آغاز کرد و اين بخت را داشت که در  ادامه فعاليت هنری خود، با آهنگسازان و ترانه سرايان سرشناسی چون علی تجويدی، همايون خرم و تورج نگهبان همکاری کند.

بنا به گفته ناصر چشم آذر، آهنگساز و تنظيم کننده ای که با مهستی همکاری نزديک داشته، او به خواندن تصنيف های نزديک به موسيقی سنتی - اصيل ايرانی متمايل بود ولی فعاليت هايش را در زمينه های گوناگونی دنبال کرد.

آقای چشم آذر در مصاحبه ای با راديو می گويد: «فعاليت خانم مهستی در قيد حياتشان تقريبا به سه دوره  تقسيم می شود؛ دوره اول ملودی های اصيل ايرانی را برای گل ها می خواند، بعد مقداری با اجرای ملودی هايی از آقای جهانبخش  پازوکی مثل بچه نشو ای دل که با ارکسترهای سنتی  ايرانی اجرا می شد وارد موسيقی مردمی شد.در بخش سوم تقريبا وارد حيطه پاپ ايرانی شد که از سازبندی مدرن تری استفاده می شد. در آن مقطع من تعدادی از کارهای آقای جهانبخش پازوکی رابرای خانم مهستی تنظيم کردم و تعدادی هم ملودی برايشان ساختم.»

ترانه «راز خلقت» ساخته ای از انوشيروان روحانبر روی شعری از رحيم معينی کرمانشاهی که با صدای مهستی منتشر شد، لقب «شورانگيزترين ترانه سال» را به خود اختصاص داد.

اين ترانه که با مطلع «دارم سئوالی ای خدا...» آغاز می شد در مدت زمان کوتاهی تعداد ۱۵۰هزار صفحه آن به فروش رفت که در نوع خود بی سابقه بود.

به اعتقاد بسياری از جمله عارف خواننده همدوره مهستی، سبک ويژه او را بايد در دوران همکاری اش با برنامه گل ها جست و جو کرد.

عارف به راديو  می گويد: «صدای خانم مهستی با مشخصاتی که داشت برای خودش استثنا بود. سبک خواندنش را اجرای ترانه های موسيقی اساتيدی مثل آقای تجويدی ، آقای بديعی و آقای پرويز ياحقی شکل داده بودند. ايشان خطشان مشخص بود وبا خط خانم گوگوش، من، آقای ويگن وبقيه فرق داشت. ما ترانه های پاپ روز ايرانی را می خوانديم اما آن ها تصنيف هايی را اجرا می کردند که به موسيقی سنتی متمايل بود.»

با اين حال مهستی در سبک پاپ هم کوشيد از فضای موسيقی سنتی دور نشود و رد پای موسيقی سنتی ايرانی، هر چند گاه بسيار کمرنگ، در بخشی از آثار دوران واپسين فعاليت هايش ديده می شود.

ناصر چشم آذر درباره  تاثير صدای مهستی بر بافت آثاری که او برايش ساخته بود، می گويد: «اگر بخواهم به کارهای خودم با زنده ياد مهستی اشاره کنم، ارادت، علاقه وتمايلم نسبت به تناژ صدای او، کارايی و تکنيک اجراييشان به همراه کارهايی که از آقای پازوکی خوانده بودند و من برايشان تنظيم کرده بودم، برای آغاز همکاری کافی بود. ضمنا ديدم خانم مهستی با تسلط، صدای خودشان را با هارمونی های جديدی که روی ملودی های آقای پازوکی گذاشته بودم وفق می دادند.»

افسانه دو خواهر

پنج سال پس از ظهور مهستی درموسيقی ايرانی، هايده پا جای پای او گذاشت.

ظهور دو خواهر در موسيقی روز ايرانی و محبوبيت هر دو، سال ها به سوژه جذاب نشريات عامه پسند بدل شد و تا مدت ها، مقايسه اين دو در ميان هوادارنشان، شرايطی کمتر تجربه شده را برای کسانی پديد آورد که به شکلی جدی خوانند های عامه پسند را تعقيب می کردند.

برخی معتقدند که در داوری ميان دو خواهر، خواهر کوچکتر - مهستی – بارها در سايه خواهر بزرگتر قرار می گرفت.

عارف که زمانی ترانه «نگاهم کن» را به همراه هايده در سال های پيش از انقلاب اجرا کرده است، اين مقايسه را ناشی از تفاوت صدای اين دو خواهر می داند.

عارف می گويد: «آنچه که هست شادروان خانم مهستی پيشکسوت بودند و زودتر از خانم هايده به شهرت و محبوبيت رسيدند. خانم هايده حنجره توانای داشتند و کاليبر حنجره شان يک استثنا بود ولی خانم مهستی از صدايی لطيف و مخملی برخوردار بودند. گاهی وقت ها به دليل توانايی های حنجره خانم هايده، او جلوتر می ايستاد.»

اما به اعتقاد ناصر چشم آذر صدای مهستی در قياس با صدای ساير همکارانش، ويژگی های خود را آشکار می کرد و تکنيک و جذابيت را توامان به نمايش می گذاشت.

او معتقد است: «از ويژگی های صدای خانم مهستی، جذابيت و گرمای صدايش بود. من خواننده را هيچ گاه به دليل وسعت صدا انتخاب نمی کنم ، برای من تلفيق، دکلمه و ادای شعر با ملودی اهميت دارد. خواننده بايد با تسلطی که دارد گرمای شعر و معنای آن را با گرمای ملودی تلفيق کند که خوشبختانه از چند کاری که برای خانم مهستی ساختم راضی هستم. شايد در کار من اشکالی بوده باشد ولی در کار ايشان نقصی نبوده است.»

معدل هنری

مهستی پس از انقلاب اسلامی در ايران ابتدا به بريتانيا مهاجرت کرد و پس از مدتی به دعوت ناصر چشم آذر که آن زمان در ايالات متحده آمريکا به سر می برد و پرويز قريب افشار، مجری معروف برنامه های تلويزيونی، به لس آنجلس رفت و در آنجا ماندگار شد.

او  پيش از مرگ آلبومی را با همکاری  شادمهر عقيلی آهنگساز، خواننده و نوازنده ويولن ضبط کرد.

مهستی معتقد بود که اين آلبوم بازگشتی است به فضای کار های گذشته اش. از خواننده دل ها تا مرز ۶۱ سالگی، ۳۵ آلبوم منتشر شده است که از آن ميان می توان به «گل های رنگارنگ»، «بزم»، «آشفته»، «بيگانه» و «هوای يار» اشاره کرد.

او که در طول حيات هنری اش دوره های متفاوتی را سپری کرد و اين موضوع ارايه تصويری يکدست از اين خواننده را دشوار می کند.

با اين حال ناصر چشم آذر نيم نگاهی دارد به آثار اين هنرمند و طلوع و غروب او را چنين به تصوير می کشد:

«دوره اول فعاليتشان که به همان اواسط دهه ۴۰ و اواخر آن باز می گردد، دوره ای الماسی و بسيار درخشان است. در دوره دوم که ايشان به اجرای ملودی های مردمی روی آوردند و با ارکستر های يک خطی کار کردند، باز هم کارهای موفقی داشتند. ولی در يک ارزيابی کلی بخش سوم فعاليت هايشان که بيشتر به پس از انقلاب ودر غربت مربوط می شود، کار های فاخر به دليل جوی که هست، آنچنان ديده نمی شوند. بنابراين روی معدل دوره سومشان نمی توان حساب کرد.»

 

لینک به منبع اصلی خبر(لطفا کلمه رادیو را به اول لینک داده شده اضافه کنید برای جلوگیری از ف-ی-لتر شدن حذف شده است

مطالب بیشتر فرهنگی هنری

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 9:44  توسط آرش فرخ زاد  |