" منم آرش.-
چنين اغاز کرد ان مرد با دشمن-
منم آرش سپاهي مردي ازاده
به تنها تير ترکش ازمون تلختان را
اينک اماده.
مجوييدم نسب-
فرزند رنج و کار
گريزان چون شهاب از شب
چو صبح اماده ديدار.
مبارک باد ان جامه که اندر رزم پوشندش
گوارا باد ان باده که اندر فتح نوشندش.
شما را باده و جامه
گوارا و مبارک باد!
دلم را در ميان دست مي گيرم

و مي افشارمش در چنگ-
دل اين جام پر از کين پر از خون را
دل اين بي تاب خشم اهنگ...
که تا نوشم به نام فتحتان در بزم
که تا کوبم به جام قلبتان در رزم!
که جام کينه از سنگ است.
به بزم ما و رزم ما سبو و سنگ را جنگ است.
در اين پيکار
در اين کار
دل خلقي است در مشتم
اميد مردمي خاموش هم پشتم.
کمان کهکشان در دست
کمانداري کمانگيرم.
شهاب تيز رو تيرم.
ستيغ سر بلند کوه ماوايم.
به چشم افتاب تازه رس جايم.
مرا تير است اتش پر.
مرا باد است فرمانبر.
وليکن چاره را امروز زور رو پهلواني نيست.
رهايي با تن پولاد و نيروي جواني نيست.
در اين ميدان
بر اين پيکار هستي سوز سامان ساز
پري از جان ببايد تا فرو ننشيند از پرواز."
وچند لینک:(برای خواندن کلیه لینکها ازکلیک راست گزینه دوم استفاده کنید)
ما شقايق كوهستان هاي وطنمان را داريم
گفتههايي از بهآذين، اخوان ثالث، براهني، شفيعي كدكني، ابتهاج